چی بگم؟! وقتی متن های وبلاگ رو بخونید خودتون همه چی رو درک می کنید...
سلام دوست های خوبم... امیدوارم که حال همگی خوب باشه... یک دنیا شرمنده بخاطر دیر آپ دیت شدنم... آخه من ترم آخر تحصیلیمه و کلی سرم شلوغه فعالیت های دانشگاه و سرچ های تحقیقاتی بهم اجازه نمیده که به شماها سربزنم یا آپ دیت شم بازم شرمنده به یادتون هستم طی شد این عمر دانی به چه سان ؟ پوچ و بس تند چنان باد دمان همه تقصیر من است اینکه خودم میدانم که نکردم فکری که تامل ننمودم روزی ، ساعتی یا آنی که چه سان می گذرد عمر گران کودکی رفت به بازی به فراغت به نشاط فارغ از نیک و بدو مرگ و حیات همه گفتند کنون تا بچه است بگذارید بخندد شادان که پس از این دگر فرصت خندیدن نیست بایدش نالیدن من نپرسیدم هیچ نتوان خندیدن؟! نتوان فارغ و وارسته زغم همه شادی دیدن؟! همچو مرغی آزاد هر زمان بال گشادن سر هر بام که شد خوابیدن که پس از این زچه رو بایدم نالیدن هیچ کس نیز نگفت زندگی چیست چرا می آیی؟ بعد از این چند صباح به چه سان باید رفت؟ به کجا باید رفت؟ با کدامین توشه به سفر باید رفت؟ من نپرسیدم هیچ کس نیز نگفت نوجوانی سپری گشت ، به بازی به فراغت به نشاط بعد از آن باز نفهمیدم من که چه سان عمر گذشت؟ لیک گفتند همه که جوان است هنوز بگذارید جوانی بکند بهره از عمر برد کامروایی بکند بگذارید که خوش باشد و مست بعد از این باز ورا عمری هست یکنفر بانگ بر آورد که او از هم اکنون باید فکر آینده کند دیگری آوا داد که چو فردا شود فکر فردا بکند سومی گفت همان گونه که دیروزش رفت بگذارید امروزش همچنین فردایش با همه این احوال من نپرسیدم هیچ که چه سان دی بگذشت؟ آنهمه قدرت و نیروی عظیم به چه ره مصرف گشت؟ نه تفکر ، نه تعمق ، نه اندیشه دمی عمر بگذشت به بی حاصلی و مسخرگی چه توانی که زکف دادم مفت من نفهمیدم و کس مرا هیچ نگفت قدرت عهد شباب میتوانست مرا تا به خدا پیش برد لیک بیهوده تلف گشت جوانی هیهات ........ آن کسانی که نمیدانستند زندگی یعنی چه رهنمایم بودند عمرشان طی می گشت بیخود و بیهوده و مرا می گفتند که چو آنها باشم که چو آنها دائم فکر خوردن باشم ، فکر گشتن باشم فکر تامین معاش فکر ثروت باشم ، فکر یک زندگی بی جنجال فکر همسر باشم کس مرا هیچ نگفت زندگی ثروت نیست زندگی داشتن همسر نیست زندگانی کردن فکر خود بودن و غافل زجهان بودن نیست من نفهمیدم و کس نیز مرا هیچ نگفت که صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش فهمیدم حال می پندارم ، هدف از زیستن این است رفیق " که شدم خلق که با عزمی جزم پای از بند هواها گسلم پای در راه حقایق بنهم با دلی آسوده فارغ از شهوت و آز و حسد و کینه و بخل مملو از عشق و جوانمردی و زهد در ره کشف حقایق کوشم شربت جرئت و امید شهامت نوشم ز ره جنگ برای بد و ناحق پوشم ره حق پویم و حق جویم و پس حق گویم آنچه آموخته ام بر دگران نیز نکو آموزم شمع راه دگران کردم وبا شعله خویش ره نمایم به همه گر چه سرا پا سوزم من شدم خلق که مثمر باشم نه چنین زائد و بی جوش و خروش عمر بر باد و به حسرت خاموش" ای صد افسوس که چون عمر گذشت معنی اش می فهمم که این سه روز از عمرم به چه ترتیب گذشت کودکی بی حاصلی نوجوانی باطل وقت پیری غافل یا به زبانی دیگر کودکی در غفلت نوجوانی شهوت در کدورت حسرت باتشکر از خانم ن.صاحب بارالها! بخشایش زیبائیت را به بهار تلألؤ زیبایی بهار را در زندگی و جلوه گری زندگی را در زیبایی هستی سپاسگزاریم ، که تویی مقلب القلوب و مدبر الیل و النهار سالی پربار و توفیق یار فرارویتان . . عزیزای من دوستهای خوبم سال نو همتون مبارک سر سفره موقع تحویل سال از من هم یادی بکنید. سال نو غریبه آشنا هم مبارک... فردا ۲۹ اسفند ماه "تولدت مبارک" بهترین ها رو واست آرزو می کنم... دلم قلمرو جغرافیای ویرانی است هوای ناحیه ما همیشه بارانی است دلم میان دو دریای سرخ مانده سیاه همیشه برزخ دل تنگه پریشانی است مهار عقده آتشفشان خاموشم گدازه های دلم دردهای پنهانی است صفات بغض مرا فرصت بروز دهید درون سینه من انفجار زندانی است تو قیض یک اقیانوس آب آرامی سخاوتی ، که دلم خواهش بیابانی است "ق.امین پور" شبهایی که تو رو دارم تو یه لحظه سحر میشه توهر باری که می خندی جدایی سخت تر میشه تو نیستی تازه میفهمم جدایی ها چقدر سختن ولی نه گفتن آسون نیست به روزهایی که خوشبختن دوست دارم ، دوست دارم ، چی کار کردی با احساسم؟ روزهای سختی تو راه من این دنیا رو میشناسم حسادت میکنه رویا به روزهایی که من دارم نمی دونی چقدر گریه به لبخندت بدهکارم دوست دارم ، دوست دارم ، چی کار کردی با احساسم؟ ... سلام به همه شما جوجوهایی که به وبلاگم سر می زنید جوجوها دعا کنید جمعه امتحان ارشد د ا ر م بعدشم برمی گردم یزد و ازین به بعد تا عید اما نظراتتون رو می خونم تنهام نذارید جون هرکی دوست دارین یه سر بزنید. خیلی باحاله: میگن هیچ عشقی تو دنیا مثله عشق اولی نیست میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ هیچکی مثله اون که پس میزنتت نیست چه بد تنها شی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست چقدر سخته بدونی اون که می خوایش نمی مونه که دلش یه جای دیگه است و همه وجودش مال اونه چه بد برای اون که جون میدی غریبه باشی بگی "می خوام باتو باشم" بگه "می خوام که نباشی" تمام سال من بی تو پر از سوز زمستونه صدای خنده رو هیچ کس نمی شنوه ازین خونه تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره یکی انگار توی سینه ام گل یأس داره می کاره بی تو قلب جهنم هم مثله خونه واسم سرده با اون حالی که تو رفتی محال بازی برگرده دارم یخ می زنم بی تو تا فرصت هست آخه برگرد تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد جای خالی تو داره همه دنیامو می گیره بی تو آسونترین کارا واسم سخت و نفس گیره بی تو هم صحبت شبهام همین چار دونه دیواره بی تو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی می باره شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ، تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی برآنند که این مرغ شیدا کجا عاشقی کرد؟! آنجا بمیرد شب مرگ ، از بیم آنجا شتابد که از مرگ غافل شود تا بمیرد چو روزی از آغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من هستی آغوش واکن که می خواهد این قوی زیبا بمیرد "مهدی حمیدی" دفتر خاطراتمو هر شب ورق می زنم اسم تو ، تو هر صفحشه می خونم و می شکنم خالکوبی کردم اسم تو روی تمام بدنم تا باورت شه اونی که هر لحظه یادته منم هرکی می پرسه حالمو میگم"همه چیز عالیه" هیچکی نمی دونه چقدر جای تو اینجا خالیه حالا می فهمم خالی یعنی چه حس و حالی خالی یعنی بی تو ، بی تو یعنی خالی فکر می کنم نبودنت عادی می شه فردا برام فردا میاد باز میبینم هیچی بجز تو نمی خوام با هیچکی حرف نمی زنم هیچ جکی خنده دار نیست بعد هر زمستونی معلومه که بهار نیست تا حالا شده امام رضا (ع) رو واسطه کنی و چیزی از خدا بخوای؟ به خواستت نرسیدی؟ به نظرت اون آقایی که ضامن آهو میشه به درخواست همسایه اش بی توجهی می کنه؟ شاید با پا رفتی زیارتش!!!!! با دل برو مطمئن باش جواب می گیری درسته ازش دوریم ولی بادل می تونیم فاصله ها رو بر داریم هرچند حال و روز زمین و زمان بد است یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای آنجا برای عشق شروعی مجدد است سالروز شهادت هشتمین ستاره آسمان امامت و ولایت شهادت امام رضا (ع) تسلیت باد... التماس دعا یه روز ازین روزها دل من شد فنا عاشق شد عاشق یه دل بی وفا رفت و اشکهامو دید خستگیهامو دید از من ساده دل اما کاش میپرسید یه روز ازین روزها قلب تو پا به پا با خودم میبرم به شهر قصه ها اونجا که تو شبهاش ستاره روشنه دلهای عاشق از دوری نمی شکنه عشق من اگه برگردی پیشم میدونم با تو همیشه عاشق می مونم تو بیا اگه نباشی پیشم می میرم تو رو تو آرزوهام می بینم اگه می بینی از همه می گذرم هنوزم ناز چشماتو می خرم اگه روزی بیای به شهر دلم دل تو بازم می دونی می برم اگه یه روزی ازین روزها بیاد عشقم ، دلم با کسی راه بیاد بدون تو دام چشمهای تو بدون تا آخر دنیا میام تنهام نذار تو این فاصله من رو با این همه خاطره ببین اسیر دنیات شدم پس نذار عشقمون از یاد بره اگه بابانوئل بودم تو جورابت یه عالمه ستاره می ذاشتم تا هیچ شب تاریکی تو زندگیت نداشته باشی پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به تمام جامعه مسیحی تبریک میگم.... وقتی کسی رو دوست داری از همه دنیا می گذری تولد دوبارته اسم اونو که می بری وقتی کسی رو دوست داری می خوای بهش تکیه کنی بگی که محتاجشیو به خاطرش گریه کنی وقتی کسی رو دوست داری حاضری دنیا بد باشه فقط اونی که دوست داری عاشقی رو بلد یاشه حاضری که بگذری از مقررات و دین و درس وقتی کسی رو دوست داری معنی نداره دیگه ترس وقتی کسی رو دوست داری بخاطرش می ری به جنگ بخاطرش دروغ می گی ، قلبت می شه یه تیکه سنگ وقتی کسی رو دوست داری دنیا رو از یاد می بری دار و ندارتو می دی تا اونو بدست بیاری حاضری هرچی دوست نداشت بخاطرش رها کنی حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی حاضری هرروز سر اون با آدما دعوا کنی غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی ... بگو سرگرم چی بودی که اینقدر ساکت و سردی؟ خودت آرامشم بودی ، خودت دلواپسم کردی ته قلبت هنوز باید یه احساسی به من باشه!! چقدر باید بمونم تا ، یکی مثله تو پیدا شه؟! تو روز و روزگار من بی تو روزای شادی نیست تو دنیای منی اما ، به دنیا اعتمادی نیست سلام ای ناله بارون!سلام ای چشمای گریون! سلام روزای تلخ من هنوزم دوستش دارم! سلام ای بغض تو سینه!سلام ای آه آئینه! سلام شبهای دل کندن هنوزم دوستش دارم ......... تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم تو را من چشم در راهم شباهنگام ، در آن دم ، که برجا ، دره ها چون مرده ماران خفتگانند در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سروکوهی دام گرم یادآوری یا نه ، من از یادت نمی کاهم تو را من چشم در راهم "نیما یوشیج" سلام دوستای جون جونیم. امروز ۲۳ مهر مصادف با ۱۵ اکتبر تولدم مبارک مهر ماه سال یک هزارو سیصد و شصت و هشت ۲۳ روزه بود که در بامدادی آرام (۳صبح) آمدنم رقم خورد. خانواده دور هم جمع شدن کلی انتقاد و پیشنهاد تا اینکه این گفت اون ، اون گفت این تا اینکه اسمم شد آتوسا تا یک نام دیگر به خاندان ق... اضافه شود. بازم تولدم مبارک.................. در یک نظر سنجی از مردم دنیا خواستن راجع به " کمبود غذا در سایر کشورهای دنیا نظر بدهند " کسی نظری نداد چون: مردم "آفریقا" نمی دونستن "غذا چیه؟!!!" مردم "آسیا" نمی دونستن "نظر چیه؟!!!" مردم "اروپا" نمی دونستن "کمبود چیه؟!!!" و مردم "آمریکا" نمی دونستن "سایر کشورهای دنیا یعنی چی؟!!!" حرف های ما هنوز ناتمام... تا نگاهی می کنی: وقت رفتن است باز هم همان حکایت همیشگی پیش از آن که باخبر شوی لحظه عزیمت تو ناگزیر می شود آی... ای دریغ و حسرت همیشگی ناگهان چقدر زود دیر می شود! "قیصر امین پور" دوست داشتم بدانم دوست داشتن را چگونه دوست می داری ؟ تا همان گونه که دوست می داری دوستت بدارم... در جوابش گفتی: می خوام باشی ، خودت باش ، همینی که هستی بمون ! من که خودم موندم اما ، تو چی؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نموندی ، عوض شدی ، دل تنگتم عزیزم دوستهای گلم، عزیزانی که برای اولین بار به وبلاگ من تشریف می آورید: من روز شنبه دارم میرم شهری که توش دانشجو هستم (یزد) ازین به بعد کمتر وبلاگم رو آپ دیت می کنم. ولی نظرات شما رو میخونم. حتما نظر بذارید،نذارید تو شهر غریب با نیومدن شما دلتنگ تر بشم. شاید خاطرات سال آخر دانشجویی رو هم براتون نوشتم. بهمن ماه کنکور ارشد دارم واسم دعا کنید... همتون واسم عزیزید و دوستتون دارم. خداحافظ بشرطی که بفهمی تر شده چشمام قلب من میگه که هستی اما چشم هام میگه نیستی خیلی سخته باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی بگو که هنوز چشم هاتو رو به عشق من نبستی چشم من میگه تو رفتی اما قلبم میگه هستی حالا که همه اش خیاله بذار دست هاتو بگیرم بذار تو فرض محالم با تو باشم تا بمیرم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم حالا که همه اش تو رویاست نذار دلتنگت بمونم مرگه بیداری برای من این رو خیلی خوب می دونم بذار عاشقت بمونم بذار عاشقت بمونم مگه میشه تو نباشی تو مثل نفس می مونی دست های گرمت رو کاشکی تو بدستم برسونی بی تو قلبم بی پناه می میرم وقتی که نیستی مگه میشه باورم شه که تو پیشم دیگه نیستی دیدی آخرش تابستون اونقدر غصه ما رو خورد که پاییز شد! *** به عاشقیم یقین دارم که می نویسم و گمان می کنم اگر تبریک تولد پاییز را ننویسی باید به عاشق نبودنت یقین کرد...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تقریبا کمتر آپ دیت می شم...![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pichak |













